ابراهيم عاملي ( موثق )

239

تفسير عاملي ( فارسي )

بايد بچنگ آورد ، او گفت : دست برداريد مگر سفارش پيغمبر را فراموش كرديد آنها گوش نكردند و روانه شدند . مجمع : مقصود از وعده ى خدا همان است كه در آيات پيش گفته شده است كه اگر صبر كنيد ملائكه بشما كومك مىكنند . « تَحُسُّونَهُمْ بِإِذْنِه » 152 مجمع : يعنى بواسطه ى علم خدا بود كه آنها را بيچاره كرديد و كشتيد و گفته‌اند يعنى بلطف خدا چون اذن بمعنى آزادى در كار است و لطف فراهم كردن وسيله ى كار است پس اذن خدا يعنى لطف او كه بفراهم كردن وسيله است . « حَتَّى إِذا فَشِلْتُمْ وَتَنازَعْتُمْ » 152 ابو الفتوح نوشته است : بعض اهل معانى گفتند : در كلام تقديم و تأخير هست و تقدير اين است : تا آنگاه كه نزاع كرديد و نافرمانى پس ترسيديد و ناتوان شديد . و منازعه ى ايشان آن بود كه چون صحابهء رسول بغنيمت مشغول شدند اصحاب شعب گفتند : مردمان غنيمت برند و ما بىنصيب مانيم عبد اللَّه جبير كه امير ايشان بود گفت : مكنى و فرمان رسول رها نكنى ايشان گفتند رسول اين آن وقت گفت كه كار بخلاف اين بود اكنون چون ايشان بهزيمت شدند تا آخر . « فِي الأَمْرِ » 152 طبرى : يعنى در فرمان خدا با يكدگر اختلاف كرديد . فخر : ممكن است مقصود از امر شأن و قضيّه باشد يعنى در اين كار كه بوديد مخالف يكدگر شديد . « وَعَصَيْتُمْ » 152 ابو الفتوح نوشته است : و عاصى شدى در فرمان رسول كه شما را فرمود كه از اينجا مفارقت مكنيد و اگر بينى كه ما را بكشند از آخر ما و اگر بينى كه ما غنيمت مىگيريم . « أَراكُمْ ما تُحِبُّونَ » 152 ابو الفتوح نوشته است : خداى آنچه محبوب و مراد شما بود با شما نمود يعنى از فتح و ظفر و نصرت شما بباد صبا تا در سير مىآيد كه تا ايشان در جاى بودند باد صبا مىجست و خاك بر روى مشركان مىزد چون شعب رها